سلام .....به همه همنوردان و دوستان عزیز..
راستش شعری خودم سرودم در مورد اشترانکوه..البته اینم بگم که سواد شعر و ادبیاتی ندارم اگه زیاد قافیه و ردیفش درست در نیومده معذرت..ولی سعی کردم احساسم رو نسبت به این کوه استوار همیشه سبز بنویسم
نگینی ، با شکوهی اشترانکوه به سان کاروانی از شتر ، ای اشترانکوه
صنوبر قامتی سر در فلک در کوه زاگرس نسیمی دلپذیر و سرد داری اشترانکوه
زکوی و شهر آبادی های اطرافت بدید چشم ها هستی تو کوهی پر ابهت اشترانکوه
به هر شهر و دیاری عاشق ومشتاق داری چرا ؟... چون دلربایی اشترانکوه
چمنزاران سبز و چشمه های جاری سرد سرای پازن و کبک و عقابی اشترانکوه
ستیغ قله های سن بران ،گل گل ، پیاره نشان از کوهی بی همتای داری اشترانکوه
به دامانت نگین آسمانی چون گهر را چو جام می میان دست داری اشترانکوه
به هر دیدار تو من میشوم مست خدا داند به قلبم جای داری اشترانکوه
فراغ تو برایم مشکل و سخت شود روزی دگر پیش تو آیم اشترانکوه
چه گویم هر چه گویم اشترانکوست همیشه استوار و سبز باشی اشترانکوه

.jpg)

.jpg )
.jpg )



